|
وقت است
وقت است
نعرهای به لب آخر زمان كشد
نيلی در اين صحيفه، بر اين دودمان كشد
سيلی كه ريخت خانه مردم ز هم ، چنين
اكنون سوی فرازگهی، سرچنان كشد.
بركنده دارد اين بنيان سست را
بردارد از زمين هر نادرست را
وقت است زآب ديده كه دريا كند جهان
هولی در اين ميانه، مهيا كند جهان
بس دستهای خسته در آغوش هم شوند
شور نشاط ديگر بر پا كند جهان .
(نیما
1320 )
|
جمهوری، آری
سلط
سلطه شاه و شیخ، نه

دست جهانخواران کوتاه
بوم و بر شکوفا
|