گفت و گو با کیانوش توکلی+ عکسهای تاریخی

به بهانه چهل و پنجمین سالگرد جنبش فداییان خلق ایران
چند روز پیش با خانم جوانی (طرفدار نظام پادشاهی دانمارک)بحثی در مورد نقش چریک های فدایی خلق در انقلاب بهمن بود.او می گفت، شما ها هم خود را سوزاندید وهم آینده نسل های بعد را خراب کردید و این چریک ها بودند که خمینی را به قدرت رساندند و دلیل می آورد که فدایی ها ده هزار مسلح داشتند، چطورگذاشتید که خمینی قدرت بگیرد! در پاسخش گفتم ما ایرانیان بسیار عصبانی هستیم و این قابل فهم است در ادامه بهش گفتم، تعداد چریک های فدایی مسلح در مقطع قبل از انقلاب به 50 تن هم نمی رسید ولی دهها هزارهوادار هوادارکه بسیاری

از آنان پخته تر از رهبری چریک ها بودند.

به بهانه چهل و پنجمین سالگرد جنبش فداییان خلق ایران، نشریه کار، مصاحبه ای را با اینجانب انجام داد که می بایست بدوراز پاسخ کلیشه ای ، به شکل رئالیستی_ تاریخی با ان برخورد شود، پاسخ ها کوتاهی که می تواند  بحث انگیز باشد: 

 

خواهش می کنم خود را مختصرا معرفی کنید.

دریک خانواده متوسط شهری بزرگ شدم که مذهب دران نقش چندانی نداشت.نام سازمانی ام« مسرور» بود، آنقدر با این اسم خو گرفته بودم که نام اصلی، سالها از یادم رفته بود.

شصت وپنج سال دارم و در زمان تاسیس سازمان چریک های فدایی، اطلاع دقیقی ازچگونگی تشکیل آن نداشتم؛ اما در پی تبلیغات شدید «ضد خرابکاری» که در مطبوعات آن زمان علیه چریک ها پخش می شد، بدون اینکه خود بخواهم، با چریک ها از این طریق آشنا وسپس در زندان مشهد کاملا جذب آنان شدم.

ابتدا فرقی بین مجاهدین و چریک ها را نمی فهمیدم. در زندان وکیل آباد مشهد(1352) با سازمان چریک های فدایی آشنا شدم واز همان سال، بطور کامل جذب این سازمان شدم ویک سال پس از آزادی در سال 1354 از طریق مصطفی حسن پور و رضا غبرایی ارتباط تشکیلاتی گرفتم که این ارتباط تا انقلاب و پس از آن، تا سالها پیش ادامه داشت. قبل از انقلاب سال (1356) با تاسیس شرکتی پوششی، عملا مرکز ارتباطات چریک های فدایی در داخل و خارج شدم. درست 2 ماه مانده به انقلاب با دو تن از دوستان محمد روحی پور و زهره طاهری پور ستاد مخفی چریک های فدایی خلق را درست  روبروی دانشگاه تهران ایجاد کردیم که عملا مرکز رهبری چریک های فدایی خلق ایران در آن روزها شد .

 پس از انقلاب تا هفت سال، حتی یک روز هم علنی در جمهوری اسلامی زندگی نکردم بعبارت دیگراز سال 54 تا 65 به مدت 11 سال، زندگی مخفی(سبک و سنگین) و در دورهایی هم در قبل و پس از انقلاب مسلحانه زندگی کردم.

دوران دبیرستان خود را چگونه پشت سر گذاشتید؟

من در محله حسن آباد شهر شاهی مازندران، بزرگ شدم، هیجکدام از دوستان دوران دبیرستان ام سیاسی نبودند، تنها معلمی که حرف های« بودار» می زد؛ شخصی بود بنام« دبیر زمانی» یکی از بنیان گذاران انجمن حجیته شهرمان بود. با اینکه هیج گرایش مذهبی نداشتم، این شخص توانست برمن تاثیر بگذارد .همراه با او، دو جلسه ای  در مسجد عشقی شهرمان شرکت کردم، از آنان خوشم نیامد وبعد به خدمت سربازی رفتم که مصادف بود با جشن های 2500 ساله شیراز که منهم در این جشن بعنوان سرباز هخامنشی شرکت داشتم.

میدان مرکزی شهری که در ان بزرگ شدم

با حماسه سیاهکل چگونه آشنا شدید؟

در سالی که سیاهکل اتفاق افتاد، چیزی جز درگیری «خرابکاران» درجنگلهای گیلان به گوشم نخورده بود. ولی روزی در شیراز(1350) جلوی سینما منتظر ورود به داخل آن بودم که عکسهای چریک های تحت تعقیب ناخودآگاە توجه و علاقه ام را جلب کرد. در همان شهر شیراز بود که ساواک بطور محترمانه از سیاسی ها آن شهر خواست که تا پایان برگزاری جشن ها ازشیراز به جای دیگری نقل و مکان نمایند. در اردوگاهی که در پشت خرابه های تخت جمشید اسکان داشتیم، روزی ضد اطلاعات ارتش آمد و یک نفر از دوستانم را دستگیر کرد.

عکس های یادگاری پشت تخت جمشید سال 1350 (جشن های 2500 ساله)

 

هزینه های سرسام آور جشن های 2500 ساله  یکی از دستمایه های تبلیغی مخالفان، علیه نظام پهلوی بود. تبلیغات بسیار منفی ضد خرابکاری عملا بسود چریک ها و مجاهدین خلق تمام شد.

 چه خاطره ای از آن دوران دارید؟

ازسیاهکل خاطره مشخصی ندارم، یادم می آید شبی(زمستان 1349) از تهران بسوی مازندران، جلوی کامیونی را گرفتم که مرا به شهرمان ببرد، راننده که مرد میان سالی بود، در بین راه ترسیده بود و فکر می کرد که شاید، یکی از آن «خرابکار ها» را سوار کرده است، ازمن پرسید:« تو که خرابکار نیستی » این بخوبی نشان از فضای وحشتی بود که نیروهای امنیتی نا دانسته ایجاد کرده بودند.

 امروز با گذشت چهل و پنج سال از آن دوران، به چه تجربه ای رسیده اید؟

دلایل  روی کار امدن خمینی بطور اختصار  چنین  است : 1_ این مردم ایران بودند که به دلیل نا اگاهی سیاسی بسوی خیمنی کشیده شده بودند و بطور اکستریم از رهبر اانقلاب حمایت می کردند2_ چریک های فدایی خلق دو ماه مانده به 22 بهمن 57 طی نامه ی سرگشاده اولین هشدار در رابطه با  نشانه های فاشیست اسلامی را به مردم ایران داده بود. 3-بر طبق قانون اساسی مشروطه، شاه می باید سلطنت می کرد و نه حکومت، محمد  رضا شاه درست برعکس عمل کرد دولت و مجلس نمایشی بودند و هویت مستقلی نداشتند و دست بوسی شاه  روش معمولی در نظام پهلوی بود. 4_فضای سیاسی ایران  بشدت بسته بود. کسی نمی توانست در این فضا «نفس» بکشد. بنابراین انقلاب محصول استبداد، مردم نا آگاه واکستریم ، احزاب سیاسی افراطی، شرایط بین المللی نا مناسب و جنگ سرد بود. طبیعتا ، قضاوت در باره  چریک ها  در چنین فضایی مسیر است. شخصا فکر می کنم آزادی اندیشه در مقابل استبداد، یگانه راه نجات باشد. به همین خاطر است که از سال 2001 مجموعه اینترنتی فرهنگ گفتگو و سپس درسال 2004  سایت ایران گلوبال را تاسیس کردم . که «شاه کلید» آن آزادی اندیشه است.

همزمان با آغاز جنبش سبز 1388 جلوی سفارت جمهوری اسلامی در کپنهاک

 

 

 

 
 

بخش: 

انتشار از: 

دیدگاه‌ها

نظر: 

"کی بود ، کی بود، من نبودم" انداختن تقصیر ات به گردن چپی ها ، مد روز شد. یادم میآید که چند روزی از انقلاب گذشته بودکه هنوز دهان به انتقاد وا نکرده بودم که همین مردم هوادار خمینی کیسه بوکسم کردند. حالا که می پرسی، شرکت خود در انقلاب را منکر می شوند.

نظر: 

درود بر شما آقای کیانوش توکلی عزیز، از دیگر دلایل روی کار آمدن خمینی خلاء رهبری بود مردم باید به گونه ای صحیح به دست نیروهای پیشرو رهبری می شدند، زمانی که خمینی وباند مرتجعش ابتکار عمل را در دست گرفتند، پیشتازان انقلاب ورهبران واقعی خلق که همانا سران فدایی خلق ومجاهد خلق بودند هنوز در زندان بودند، وما خلاء رهبری داشتیم وکار از کار گذشته بود، ونباید نقش امپریالیسم آمریکا را در این جریان نادیده گرفت مردم ایران وپیشتازان فدایی ومجاهد خلق قربانی جنگ سرد شدند که شما هم بدان اشاره کردید، در کنفرانس گوادلوپ توافق بر این شد که نیرو های چپ به هیچ وجه نباید قدرت رابه دست بگیرند وامپریالیستها با به قدرت رسیدن خمینی توافق کردند ، بیخود نبود رهبران فدایی خلق ومجاهد خلق تا روزهای آخر در زندان بودند جنبش چپ ایران تاوان دفاع از آزادی وخلق ومیهن را در دهه شصت با نزدیک به پنجاه هزار شهید پرداخت، شما هم به

نظر: 

اما من دقیقا یادم است وقتی رژیم بگیر بگیرهایش شروع شده بود و هر روز خبر دستگیری ها می رسید حزب توده از رژیم طرفداری میکرد و میگفت این رژیم ضد امپریالیستی است و بعدا درست می شود ، فدائیان هم سکوت اختیار کرده بودند . اما وقتی رژیم مخالفهایش را اعدام کرد و یا به زندان انداخت نوبت دستگیری توده ایها رسید که کیانوری را گرفته به زندان انداختند واحسان طبری را هم حبس کردند که در زندان هر دو اینها مسلمان شده بودند وتفسیر قران می کردند !!

نظر: 

حدود 90 در صد از رهبری حزب توده در زندان کشته و یا اعدام شدند، در واقع شکنجه ها از اعضای همه ی احزاب مسلمان ساخت، یادم می آید که پس از اعتراف رهبران حزب، مهدی بازرگان اعلام کرد اگر منو گرفتن و اعتراف کردم، که جاسوسم، بدانید، اعتراف زیر شکنجه صورت گرفتهاست

نظر: 

آقای توکلی صداقتتان را می ستایم. کمتر کسی را از خطه خودمان سراغ دارم که مثل شما بدون شعار و تعصب گدشته خود را تحلیل کند.

نظر: 

ممنون از شما که کامنت مرا سانسور کردید و توضیحی هم ندادید. آفرين!

نظر: 

باید این واقعیت را پذیرفت که به دلیل تأثیر رژیم شوروی در ایران کل «چپ» و «جریان چپی» قربانیان ایدئولوژی بودند و هستند. صرفاً انرژی داشتن برای به تحقق پیوستن تغییر خوب در جامعه کافی نیست. به رغم آنکه اینها هم اهداف و رویاهایی را برای ایران داشته و یا به عبارت بهتر خواب‌هایی را برای این کشور دیده بودند اما به دلیل تقلیدی بودن تفکر خود و سرمایه‌گرا بودن جامعه‌ی ایران حتی اگر به قدرت می‌رسیدند نمی‌توانستند کاری از پیش ببرند و به دلیل سابقه‌ی مبارزه‌ی مسلحانه در زمان شاه، برای حفظ و بسط قدرت خود شاید دیکتاتوری و استبدادی بدتر از رژیم «ملای مطلقه‌ی فقیه» ایجاد می‌نمودند و همان کشت و کشتاری که رژیم فاشیست بر علیه چپی‌ها انجام داده بود، چپی‌ها بر علیه ملاها و طیف مذهبی انجام می‌دادند که تفکر ضد اسلامی چپ‍ی‌ها نیز این سرکوب و خفقان را تشدید می‌نمود.

نظر: 

کسانی که قصاص قبل از جنایت می کنند، وپیشگویی می کنند که اگر سازمانهای کمونیستی ایرانی بعد از انقلاب 57 به قدرت می رسیدند مانند ملا ها جنایت می کردند ویا سازمان مجاهدین خلق ایران را سازمانی مخوف معرفی می کنند ویا رفیق لنین کبیر را جنایت کار خونخوار معرفی می کنند، اول اینکه هیچ بویی از اخلاق وانصاف نبرده اند وبعد اینکه هیچ شناخت واطلاعی از تاریخ ایرانی جامعه ایرانی جنبش چپ ایرانی جریان شناسی گروههای چپ ایرانی وتاریخ شوروی ومنطقه ندارند، در اینجا به تارخ شوروی وشخص رفیق لنین کبیر وانقلاب اکتبر نمی پردازم، بلکه به سازمانهای مارکسیستی ایرانی ومجاهدین می پردازم، هسته اصلی تبلیغات بر علیه سازمانهای مارکسیستی ایرانی ومجاهدین خلق، مربوط به رژیم اسلامی ودستگاه اطلاعاتی وامنیتی آن است، تا از یک طرف مردم به فکر تغییر وضعیت نیافتند واز سوی دیگرهمه را شریک جرم جنایات خود کنند، البته کینه تاریخی

نظر: 

متأسفانه در نقد «کمونیسم» و «تفکر کمونیستی» در ایران بسیار کم‌کاری شده است که این موضوع سبب شده کمونیست‌ها با وجود شکست کامل به دلیل باقی ماندن در نوستالژی گذشته امکان جولان دادن یافته‌اند در حالیکه هم در تخلیه‌ی انرژی و انحراف رویکرد سیاسی مردم ایران در زمان شاه و پس از آن در تحکیم پایه‌های استبداد رژیم «ملای مطلقه‌ی فقیه» نقشی اساسی ایفا نموده‌اند.

اینکه کمونیست‌ها قربانیان ایدئولوژی بودند حقیقت محض می‌باشد این «مکتب مارکسیسم» و «کمون»های آن که در اتحاد جماهیر شوروی تشکیل شده بود چه قرابت و سنخیتی با جامعه‌ی مذهبی ایران داشت!؟ آیا کمونیست‌ها اصلاً درک و شناخت درستی از جامعه‌ی خود داشتند و یا مثل همین شعار توخالی «نابود باد توطئه های تجزیه طلبان پانترک» بهمن موحدی کلیت تفکر و حرکت سیاسی‌شان بر مبنای توهم و شعارهای پوچ بود که می‌خواست جامعه‌ی ایران را به مسلخ تفکر فاشیستی هدایت نماید!؟

نظر: 

آیا اگر مارکسیستها یا مجاهدین به قدرت می رسیدند جنگی بین ایران وعراق در می گرفت؟ نه اینکه جنگی در نمی گرفت بلکه روابط ما با جهان عرب بسیار بهتر از زمان شاه هم می شد، آیا اگر مارکسیستها یا مجاهدین به قدرت می رسیدند وضع محیط زیستمان اینگونه اسف بار بود؟ خیر توجه واهمیت دادن وارزش به محیط زیست از اصول اساسی چپهاست بحران محیط زیست ایران وفرسایش خاک ایران از کشورهای آفریقایی بدتر است کشور مصر با اینکه هم جمعیت آن از ایران بیشتر است وهم اقلیمی بسیار خشک تر از ما دارد وضعیت منابع آبی زیرزمینی بهتری دارد این است سیاستهای غارتگرانه وبی لیاقتی آخوندها در طی این 37 سال در تخریب محیط زیست، آیا اگر مارکسیستها یا مجاهدین به قدرت می رسیدند وضعیت اقتصادی ایران و وضعیت معیشتی وسطح رفاه وقدرت خرید مردم ودر آمد سرانه اینگونه اسف بار بود ؟ خیر در صورت به قدرت رسیدن این نیروها ما تبدیل به قدرتی اقتصادی جهانی

نظر: 

غرض ورزان ودشمنان جنبش چپ ایران ، که از روی کینه ودشمنی وحسادت به مخالفت با جنبش فداییان خلق ایران وسازمان مجاهدین خلق می پردازند ، سه جریان هستند که بدترین آنها رژیم جمهوری اسلامی است وبعد سلطنت طلبان پهلوی چی هستند به خاطر کینه تاریخیشان وبعد تجزیه طلبان پان ترک وپان کرد وپان عرب هستند به خاطر اینکه تمام سازمانهای مارکسیستی وسوسیالیستی وسازمان مجاهدین خلق ایران مدافع تمامیت ارضی ایران هستند، باز می گویم تمام این دشمنی ها از کینه وحسادت است، در زمان شاه خیلی از برنامه ریزان اقتصادی سابقه چپ داشتند یا نادم بودند واز زندان آزاد شده بودند ورژیم شاهنشاهی از علم آنها استفاده می کرد ، در زمان رژیم جمهوری اسلامی هم بدین گونه بود، رژیم در دهه شصت از توابین سازمانهای مارکسیستی ومجاهدین استفاده می کردند واز علم اقتصادی این افراد بهره می بردند قانون کار رژیم را توابین چپ نوشتند واگر در ظاهر هم در

نظر: 

با شعار دادن توخالی نمی‌توان حکومتی بر اساس اصول انسانی ایجاد نمود. «سوسیالیسم سنتی» با پس دادن آزمون خود در عمل ثابت نموده که شعارهای مارکسیستی آن چیزی از غیر از توهم و خواب و خیال نبوده است. در هیچ جای جهان چنین نشده است که اگر سازمانی با دست زدن به اعمال تروریستی، کشت و کشتار و زور سرنیزه به قدرت برسد بخواهد و بتواند حکومتی مردمی و دموکراتیک برقرار نماید. سازمانی تروریستی که با چنان خشونتی به قدرت می‌رسد برای حفظ و بسط قدرت خود به هر نوع خشونت، جنایت و سرکوبگری دست انداخته و فشار، سرکوب، خفقان، دیکتاتوری و استبداد مطلق لازمه‌ی تداوم قدرتش می‌باشد که در مورد سازمان مخوف مجاهدین خلق این «مسئله» بیشتر از 100 درصد صدق می‌نماید.

نظر: 

کسانی که می گویند اگر ساز مان مجاهدین خلق ایران به قدرت می رسید ، سرکوب وخفقان ودیکتاتوری برپا می کردند که در کمتر جایی از جهان تجربه شده است معلوم است هیچ درکی از مبارزه سیاسی ندارند، می توان به یک نیروی سیاسی هر انتقادی داشت همانطور که به سازمان مجاهدین خلق هم به درستی انتقادهایی وارد است اما همینطوری که نمی شود اتهام زد این اتهامات پایه علمی ندارد وسطح ودرک وآگاهی نازل خود اتهام زننده را نشان می دهد، سازمان مجاهدین خلق ایران دارای یک محیط سابقا نظامی بوده است ودر طول این پنجاه سالی که از مبارزه اش می گذرد همیشه در شرایط خطیری به سر می برده است، می دانیم دولتهای اروپایی هم در دوران جنگ قوانین خاص و ویژه تصویب می کنند حتی برای برای فعالیتهای ژورنالیستی نیز محدودیت قائل میشوند تازه دولتها در حاکمیت هستند ولی مجاهدین نه، حتی در خاک خودشان ودر میان مردم خودشان هم نیستند واین شرایط را

نظر: 

طبیعی است اعضاء و طرفداران سازمان مجاهدین خلق که فریب شعارهای توخالی آن را خورده‌اند تلاش بر تطهیر چهره‌ی پلید این سازمان تروریستی نمایند تا همچنان آن را به عنوان آلترناتیو رژیم نگه دارند. سازمان مخوف مجاهدین خلق اگر در ایران به قدرت برسد اول یک تسویه حساب خونین با طرفداران رژیم و سپس با بقیه‌ی مردم ایران انجام می‌دهد. کسانی که در درون اردوگاه اشرف با آن ساختار امنیتی ترسناک پرورش یافته‌اند در صورت دستیابی به قدرت به صغیر و کبیر رحم نمی‌کنند. مبارزه‌ی سیاسی از نوع مجاهدین خلق همواره در تمام جهان به دجال‌ترین و بی‌رحم‌ترین دیکتاتوری، استبداد و خفقان منجر شده است. سازمان مجاهدین خلق بطور بالقوه یک خونخوار تمام‌عیار می‌باشد.

نظر: 

بله ، درست است صد در صد، اگر سازمان مجاهدین خلق ایران یا یکی از سازمانهای پر افتخار مارکسیستی به قدرت برسد به سراغ خیلی ها در داخل وخارج ایران خواهند رفت، وانتقام خلق ایران را خواهند گرفت وبه حساب سه دسته سران ومزدوران رژیم پلید جمهوری اسلامی، فاشیستهای تجزیه طلب پان ترک وپان کرد وپان عرب وطرفداران استبداد سلطنت پهلوی خواهند رسید هیچ رحمی به دشمنان خلق ایران نخواهد شد، باید در مقابل دشمنان خلق ایران قاطعیت به خرج داد، قاطعیت وقاطعیت وباز هم قاطعیت... درود به تمام سازمانها ونیروهای مارکسیستی ایران ودرود به سازمان مجاهدین خلق ایران . قاطعیت در مقابل دشمنان خلق ایران اعم از سران اهریمن ومزدوران جمهوری اسلامی وفاشیستهای تجزیه طلب پان ترک وپان کرد وپان عرب وبقایای استبداد سلطنت طلب پهلوی، ضامن پیروزی محتوم خلق ایران است

نظر: 

اینها هنوز به قدرت نرسیده‌اند اینگونه مردم جغرافیای موسوم به ایران را تهدید به نابودی می‌نمایند. «کمونیسم» مثل غده‌ای سرطانی است که به هیچ جایی غیر از «جنایت» نمی‌تواند منتهی شود و در واقع ارتکاب جنایتهای هولناک لازمه برقراری و حفظ حکومتی کمونیستی که با دستاویز قرار دادن شعارهای توخالی مارکسیستی می‌خواهد مردم را فریب داده و دیکتاتوری مطلق برقرار نماید می‌باشد. دقیقاً هدف من هم همین بود که به این نقطه برسیم که اعضاء و طرفداران سازمان تروریستی مجاهدین خلق خودشان اقرار نمایند که در صورت قبضه نمودن قدرت چه کشت و کشتاری به راه خواهند انداخت که جهان کمتر نظیر آن را بخود دیده است.

نظر: 

مسئول محترم کامنتها این نظر برای بنده است وبه اشتباه نوشته شده توسط Anonymousلطفا تصحیح کنید.

نظر: 

فرستاده شده توسط بهمن موحدی(بامدادان در چ., 02/03/2016 - 22:31
نظر:
مسئول محترم کامنتها این نظر برای بنده است وبه اشتباه نوشته شده توسط Anonymousلطفا تصحیح کنید.

آقای موحدی لو رفتید!!!! از ادبیات موجود متون حدس می زدم که کامنتهای موهن با آی دی های بعضا فحش گونه کار شما باشد. پس Anonymous هم شما هستید که به همه ازجمله آقای توکلی فحاشی می کنید. اشتباها از ردیف نامهائی که در لیست Drop Down زمان کامنت گذاری ظاهر می شود ناخواسته Anonymous را برگزیده اید!!! حالا هم از مسئول کامنتها می خواهید آنرا تصحیح کند چون قرا نبود با این نام پست شود!!! تشت از بام افتاد!!!! ای داد بیداد!!! با این آی دی چنان کامنتهای متناقضی می نویسید که همه بجان هم می افتند و خون سفید راه می اندازند!!! شما چه بخواهید و چه نخواهید ما وجود داریم.مطمئنم بخش عاقل شماها نهایتا قبول خواهند کرد که ما خود راه حل هستیم نه مشکل.

نظر: 

مسئول محترم کامنتها فردی به نام دیرنج مین ائللی دارد به بنده اتهام می زند وتوهین میکنید شما به جای اینکه بگویید اشتباه شده کامنت این فرد راهم پخش می کنید ، این دومین بار است که به اشتبا ه کامنت من Anonymous درج شده است این فرد هم به طور عجیب اتهام میزند اگر میخواهی اتهام بزنی درست بزن، پس به چه علتی خود من دوباره کامنت نوشتم که تصحیح شود من صداقت دارم هر حرفی که دارم وهر تحلیل ونظری را با اسم خودم می نویسم مسئول محترم کامنتها شما حقیقت را بگویید که اشتباه از شما بوده وکامنت به اسم خوم بوده شما اشتباه درج کرده اید وگرنه این فرد به خیال خود فکر می کند سکوت شما اتهامی که به من زده است درست است. در ضمن فردی دیگر هم که اسمش را فراموش کرده ام هم یکبار نظرش با همین نام چالش انگیزAnonymousدرج شده بود که اعتراض کرد ، شنیده اید که بعضی از دزدان برای رد گم کنی خودشان فریاد آی دزد آی دزد سر

نظر: 

پانترک های تجزیه طلب به هر روش ناجوانمردانه ای متوسل می شوند تا هر کسی که مخالفشان باشد تخریب کنند حال اگر مخالفشان شخصیت مهم سیاسی ومبارزاتی باشد، ویا مثل بنده حقیر فردی عادی، برایشان فرقی ندارد، از همین ادبیات وشیوه های تخریب ناجوانمردانه شان می شود به شخصیت آنها پی برد، وهم چنین ایمان بیشتر خود ما به حقانیت راهمان، باید به تجزیه طلبان گفت شما خود مشکل هستید، قاطعیت در برابر دشمنان خلق ایران که سران ومزدوران رژیم پلید جمهوری اسلامی وفاشیستهای ناجوانمرد تجزیه طلب پان ترک وپان کرد وپان عرب و بقایای طرفداران استبداد سلطنتی پهلوی هستند ضامن پیروزی محتوم خلق ماست.

نظر: 

مسئول محترم کامنتها پاسخگو باشید یک پان ترک تجزیه طلب بنده را متهم به فحاشی به جناب آقای کیانوش توکلی کرده است. منتظر پاسخ شما دوست مبارز ومیهن پرست هستم.

نظر: 

آقای بهمن موحدی(بامدادان) گرامی، من هرگز ندیده ام که شما به آقای کیانوش توکلی توهین کرده باشید. اینکه آقای دیرنج مین ائللی این نسبت را به شما داده اند حدس بی پایه ای است. کاربران زیادی هستند که با عنوان Anonymous کامنت می گذارند و آقای دیرنج مین ائللی تنها حدس خود را بیان کرده است، بدون اینکه دلیلی برای آن بیاورد. اگر بنا بر حدس باشد، هر کسی، از جمله خود آقای دیرنج مین ائللی را، می توان متهم کرد که کامنت های توهین آمیز با نام های دیگر، از جمله با عنوان Anonymous می فرستد. ضمناً گفتنی است که کامنتی که اینجا با عنوان Anonymous منتشر می شود، همینگونه به دست من رسیده است و من نام فرستنده را به Anonymous تغییر نداده ام و نمی دهم. بطور کلی هرگاه کامنت گزار نامی برای خود در کامنت نگذارد آن کامنت بطور خودکار با نام Anonymous فرستاده می شود. اینکه می گویید کامنت شما بجای نام خودتان با عنوان

افزودن نظر جدید

لطفا نظر خودتان را فقط یک بار بفرستید. کامنتهای تکراری بطور اتوماتیک حذف می شوند و امکان انتشار آنها وجود ندارد.

CAPTCHA
حروف را با خط فارسی و بدون فاصله وارد کنید.
CAPTCHA ی تصویری
کاراکترهای نمایش داده شده در تصویر را بدون فاصله وارد کنید.